مجله پزشکی و سلامت کلینیک تبسم

سوالات سکته مغزی با پاسخ دکتر روزبه کاظمی

 

برای شاد ماندن، به چه چیزهایی وابسته نشویم؟

سلامت نیوز-*عطیه میرزا امیری: وابستگی یکی از ویژگی هایی است که با سرشت هر انسانی عجین شده است. از آن گریزی نداریم و نمی توانیم خودمان را از آن جدا کنیم. اما می توانیم در خود این خصیصه را مدیریت کنیم. ما به راحتی به چیزها، افراد، موقعیت ها، زندگی و عادات گذشته و آینده وابسته می شویم. بااین حال، این وابستگی ها همیشه مفید نیستند و از ما انرژی زیادی می گیرند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ضمیمه خانواده روزنامه اطلاعات، اینکه به هرچیزی چنگ بزنیم و در پی چسبیدن به آن باشیم، عادت خوبی برای گذران زندگی نیست. همه ما چنین شرایطی را در زندگیِ خود از سر گذرانده ایم. ما اغلب، خودمان را به چیزهایی وابسته می کنیم که خوشحال مان می کنند. تلاش ما برای نگه داشتن آن عامل، درواقع به منظور احساس شادی در مدت زمانی طولانی تر است. ما نگرانیم نکند شادی خود را از دست بدهیم؛ بنابراین به آن عامل چنگ می اندازیم تا باقی بماند. چیزها تغییر می کنند و این اتفاقی است که همیشه رخ می دهد؛ اگر وابسته باشیم، با وقوع این تغییرات، احساس بیچارگی و خیانت می کنیم‎.‎ نکته مهم دیگر این است که ما به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه، به احساس شادی و رضایت وابسته می شویم و هویت خودمان را از آنها می گیریم و از آنها الگوبرداری می کنیم. اما در واقع زمانی به خوشحالی اصیلی دست پیدا می کنیم که چنگ زدن به هرچیز را متوقف کنیم و تلاش نکنیم محیط اطراف مان را کنترل کنیم، به جهان امکان می دهیم ما را با راهکارهایی فراتر از تصورمان خوشحال کند‎.‎‏ رهاکردن، برای جریان یافتن شادی ضروری است. رهاکردنِ وابستگی ها تصمیمی ناگهانی نیست، بلکه انتخاب و تعهدی لحظه به لحظه است. در طول این فرایند، باید شیوه تعامل مان با اشخاص یا چیزهایی را که در گذشته به آن وابسته بودیم، تغییر دهیم. اما چگونه باید از وابستگی ها رها شویم؟ با استفاده از نکات زیر، رها کردن را یاد بگیرید و زندگی شادتر و قلبی آرام تر داشته باشید. آدم ها برای اینکه به خودتان ثابت کنید که باارزش هستید لازم نیست که به تصدیق دیگران در این باره وابسته باشید. از قدیم و در درس های اجتماعی به ما، به غلط، یاد دادند که آدمی خودش را در آینه دیگران می شناسد. اما خب این درست نیست. آدم های دیگر برداشت های غلط و جزیی از شما دارند، پس تایید و رد آنها هم همراه با نقص است. بدون نیاز به تأیید دیگران، ارزش خود را بشناسید. نگذارید دیگران به شما بگویند چه حسی درمورد خودتان داشته باشید. به تنهایی بیرون رفتن، یکی از راه های بسیار خوب برای از بین بردن وابستگی تان به دیگران است. این روش به شما کمک می کند خودتان اشتیاق های تان و ارزش های تان را بررسی کنید‎.‎‏ در واقع با این کار یاد می گیرید که برای خوشحالی شخصی خود، معطل کسی نشوید.‏ فقط کمی به افراد دیگر متکی باشید و بدانید که شما و فقط شما این توانایی را دارید که دوست داشتن، ارزشمندی و امنیت را حس کنید. این مورد را می توان به روابط زناشویی هم تعمیم داد. دو شخص با موجودیت کامل می توانند با یکدیگر باشند. شما هیچ گاه نیمه دیگر انسانی دیگر نیستید.‏ گذشته کسانی را دیده اید که گذشته را به دوش می کشند و دائم با زندگی قبلی خود، زندگی حالشان را به خود و دیگران زهر می کنند؟ باید با این واقعیت روبه رو شوید که هیچ گاه نمی توانید اتفاقات گذشته را تغییر دهید. وابستگی به چیزی که از دست رفته است، به نوعی زندگی کردن براساس ترس است. به جای تمرکز بر آنچه اتفاق افتاده و آنچه اتفاق نیفتاده است، بر چیزی تمرکز کنید که در همین لحظه و اکنون در حال رخ دادن است. اکنون تنها لحظه ای است که بر آن کنترل دارید. با گذشته خود کنار بیایید و درک کنید که هرچه اتفاق افتاده، باید پیش می آمده است تا شخصیت کنونی شما شکل بگیرد. وقتی منصفانه به گذشته نگاه کنید، متوجه خواهید شد برخی وقایع به وجود آمدند تا باعث رشد شخصی شما شوند.‏ آینده هراس برای آینده، یکی دیگر از چیزهایی است که ما آدم ها به آن وابسته هستیم. شما نمی توانید شادی و رضایت را در آینده پیدا کنید، زیرا تنها چیز واقعی، لحظه اکنون است و این همه چیزی است که درحال حاضر قادر به درک آن هستید. دانستن اتفاقات آینده مهم نیست. تنها چیزی که شما باید دریابید، این است که آینده شما به این بستگی دارد که از لحظه کنونیِ خود چگونه استفاده می کنید.‏ حس هایی متناقض ما همیشه بر اساس حسی که در لحظه به ما هجوم می آورد در مورد وقایع زندگی، قضاوت می کنیم. گاهی این ها فقط حس هستند و در واقعیت وجود خارجی ندارد. این مورد، هم درمورد احساسات منفی صدق می کند و هم احساسات مثبت. هویت بخشی به خود با استفاده از احساسات ، ما را به زندانیان ذهن خودمان تبدیل می کند. برای آزادکردن ذهن تان، به احساسی توجه کنید که بر شما مستولی شده است. مکث کنید. احساس خود را بررسی کنید و به خودتان بگویید: “این فقط حس است. این حس نمی گوید من چه کسی هستم” و در همان حال نفس های عمیق بکشید. متوجه خواهید شد که آن احساس به تدریج کم رنگ می شود‎. * - کارشناس ارشد روانشناسی


تماس با کلینیک تبسم جهت مشاوره سکته مغزی و رزرو نوبت

  • شماره تلفن:   ۶۶۵۶۴۶۷۴   |   ۶۶۴۳۶۲۹۱
  • ارسال درخواست ویزیت و مشاوره آنلاین سکته مغزی از طریق واتسپ : 09355354332
  • زمان پاسخگویی: ساعت ۹ الی ۲۱
سلامت نیوز-*عطیه میرزا امیری: وابستگی یکی از ویژگی هایی است که با سرشت هر انسانی عجین شده است. از آن گریزی نداریم و نمی توانیم خودمان را از آن جدا کنیم. اما می توانیم در خود این خصیصه را مدیریت کنیم. ما به راحتی به چیزها، افراد، موقعیت ها، زندگی و عادات گذشته و آینده وابسته می شویم. بااین حال، این وابستگی ها همیشه مفید نیستند و از ما انرژی زیادی می گیرند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ضمیمه خانواده روزنامه اطلاعات، اینکه به هرچیزی چنگ بزنیم و در پی چسبیدن به آن باشیم، عادت خوبی برای گذران زندگی نیست. همه ما چنین شرایطی را در زندگیِ خود از سر گذرانده ایم. ما اغلب، خودمان را به چیزهایی وابسته می کنیم که خوشحال مان می کنند. تلاش ما برای نگه داشتن آن عامل، درواقع به منظور احساس شادی در مدت زمانی طولانی تر است. ما نگرانیم نکند شادی خود را از دست بدهیم؛ بنابراین به آن عامل چنگ می اندازیم تا باقی بماند. چیزها تغییر می کنند و این اتفاقی است که همیشه رخ می دهد؛ اگر وابسته باشیم، با وقوع این تغییرات، احساس بیچارگی و خیانت می کنیم‎.‎ نکته مهم دیگر این است که ما به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه، به احساس شادی و رضایت وابسته می شویم و هویت خودمان را از آنها می گیریم و از آنها الگوبرداری می کنیم. اما در واقع زمانی به خوشحالی اصیلی دست پیدا می کنیم که چنگ زدن به هرچیز را متوقف کنیم و تلاش نکنیم محیط اطراف مان را کنترل کنیم، به جهان امکان می دهیم ما را با راهکارهایی فراتر از تصورمان خوشحال کند‎.‎‏ رهاکردن، برای جریان یافتن شادی ضروری است. رهاکردنِ وابستگی ها تصمیمی ناگهانی نیست، بلکه انتخاب و تعهدی لحظه به لحظه است. در طول این فرایند، باید شیوه تعامل مان با اشخاص یا چیزهایی را که در گذشته به آن وابسته بودیم، تغییر دهیم. اما چگونه باید از وابستگی ها رها شویم؟ با استفاده از نکات زیر، رها کردن را یاد بگیرید و زندگی شادتر و قلبی آرام تر داشته باشید. آدم ها برای اینکه به خودتان ثابت کنید که باارزش هستید لازم نیست که به تصدیق دیگران در این باره وابسته باشید. از قدیم و در درس های اجتماعی به ما، به غلط، یاد دادند که آدمی خودش را در آینه دیگران می شناسد. اما خب این درست نیست. آدم های دیگر برداشت های غلط و جزیی از شما دارند، پس تایید و رد آنها هم همراه با نقص است. بدون نیاز به تأیید دیگران، ارزش خود را بشناسید. نگذارید دیگران به شما بگویند چه حسی درمورد خودتان داشته باشید. به تنهایی بیرون رفتن، یکی از راه های بسیار خوب برای از بین بردن وابستگی تان به دیگران است. این روش به شما کمک می کند خودتان اشتیاق های تان و ارزش های تان را بررسی کنید‎.‎‏ در واقع با این کار یاد می گیرید که برای خوشحالی شخصی خود، معطل کسی نشوید.‏ فقط کمی به افراد دیگر متکی باشید و بدانید که شما و فقط شما این توانایی را دارید که دوست داشتن، ارزشمندی و امنیت را حس کنید. این مورد را می توان به روابط زناشویی هم تعمیم داد. دو شخص با موجودیت کامل می توانند با یکدیگر باشند. شما هیچ گاه نیمه دیگر انسانی دیگر نیستید.‏ گذشته کسانی را دیده اید که گذشته را به دوش می کشند و دائم با زندگی قبلی خود، زندگی حالشان را به خود و دیگران زهر می کنند؟ باید با این واقعیت روبه رو شوید که هیچ گاه نمی توانید اتفاقات گذشته را تغییر دهید. وابستگی به چیزی که از دست رفته است، به نوعی زندگی کردن براساس ترس است. به جای تمرکز بر آنچه اتفاق افتاده و آنچه اتفاق نیفتاده است، بر چیزی تمرکز کنید که در همین لحظه و اکنون در حال رخ دادن است. اکنون تنها لحظه ای است که بر آن کنترل دارید. با گذشته خود کنار بیایید و درک کنید که هرچه اتفاق افتاده، باید پیش می آمده است تا شخصیت کنونی شما شکل بگیرد. وقتی منصفانه به گذشته نگاه کنید، متوجه خواهید شد برخی وقایع به وجود آمدند تا باعث رشد شخصی شما شوند.‏ آینده هراس برای آینده، یکی دیگر از چیزهایی است که ما آدم ها به آن وابسته هستیم. شما نمی توانید شادی و رضایت را در آینده پیدا کنید، زیرا تنها چیز واقعی، لحظه اکنون است و این همه چیزی است که درحال حاضر قادر به درک آن هستید. دانستن اتفاقات آینده مهم نیست. تنها چیزی که شما باید دریابید، این است که آینده شما به این بستگی دارد که از لحظه کنونیِ خود چگونه استفاده می کنید.‏ حس هایی متناقض ما همیشه بر اساس حسی که در لحظه به ما هجوم می آورد در مورد وقایع زندگی، قضاوت می کنیم. گاهی این ها فقط حس هستند و در واقعیت وجود خارجی ندارد. این مورد، هم درمورد احساسات منفی صدق می کند و هم احساسات مثبت. هویت بخشی به خود با استفاده از احساسات ، ما را به زندانیان ذهن خودمان تبدیل می کند. برای آزادکردن ذهن تان، به احساسی توجه کنید که بر شما مستولی شده است. مکث کنید. احساس خود را بررسی کنید و به خودتان بگویید: “این فقط حس است. این حس نمی گوید من چه کسی هستم” و در همان حال نفس های عمیق بکشید. متوجه خواهید شد که آن احساس به تدریج کم رنگ می شود‎. * - کارشناس ارشد روانشناسی
 

دیدگاه شما

0

Website

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.